شنبه , دسامبر 7 2019
خانه / استارت‌آپ / استارتاپ، فن کیمیاگری مدرن

استارتاپ، فن کیمیاگری مدرن

انتخاب ایده یکی از سوالاتی مهمی است که همیشه در راه‌اندازی یک استارتاپ به آن توجه می‌شود. شنیده‌ایم که بیش از نود درصد استارتاپ‌ها با شکست روبرو می‌شوند و برای بالاتر بردن شانس موفقیت یک استارتاپ یا به عبارتی پائین آوردن احتمال شکست آن، اولین کاری که باید کرد انتخاب و کار روی ایده‌ای است که نیازی جدی از مردم را حل کند. اما صرف‌نظر از این موضوع، معمولا ایده‌‌هایی شانس موفقیت بالاتری دارند که به نظر خیلی‌ها و شاید حتی اکثریت ایده‌های بدی به نظر می‌آیند، و تنها اقلیتی آنها را ایده‌های خوبی می‌بینند. بالعکس، ایده‌هایی که بیشتر افراد آنها را می‌پسندند شانس توفیق کمتری خواهند داشت. همانطوریکه در تصویر زیر می‌بینید، فصل مشترک دو گروهی که ایده ای را خوب و یا بد می دانند بهترین جا برای ایده پردازی استارتاپی است. چنین ایده‌ای باید از دید اکثریت بد به نظر رسیده و اقلیتی (عمدتاً کارشناس) آنرا خوب ببینند.

مصداق بارز این داستان، پدران و بزرگان ما بودند که چیزی شبیه به حس ششم، آنها را به سرمایه‌گذاری در ملک و یا کسب و کارهایی سوق می‌داد که اکثریت مقابلشان ایستاده و آنها را بد می دانستند. اما بارها و بارها دیده‌ایم و شنیده‌ایم که آن پیران دیر درست می‌دیدند و درست می‌دانستند. زمینی در جایی از شهر یا اطراف شهر می‌خریدند که به اعتقاد همگان پرداخت حتی کمترین وجهی برای آن دیوانگی مطلق بود، حال آنکه دیری نگذشته آن زمین به مرغوبترین و بهترین جای شهر تبدیل می‌شد.

این خود پرسشی هیجان انگیز است که چگونه آنها به چنین علم شهودی دست پیدا می‌کردند که می‌توانستند قابلیت طلا شدن را در مس ببینند، حال آنکه بسیاری این توان را نداشتند. مردم فکر می‌کنند جادویی در کار است و یا علمی از غیب برای آن وجود دارد، و یا حداقل آموختنی نیست و بیشتر ذاتی است. پاسخ ساده است. بر خلاف تصور، این هنر کاملاً آموختنی است و عملاً زیربنای ایده‌پردازی قوی شدن است. کلید کسب این مهارت بهره‌مندی از دانش زیاد است. آنچه در تصویر زیر می بینید این را شرح می‌دهد. دایره‌های رنگی را دانش‌های متنوعی مجسم کنید و ارتباطات بین آنها را ایده‌هایی که از آن دانش‌ها فوران می‌کند. همانطوری که مشهود است دایره‌های بیشتر (یعنی دانش بیشتر)، ارتباطات بیشتر (و ایده‌های بیشتر) را ممکن خواهد نمود.

آن پیران فرزانه چنین قدرت ماورایی را از خرد و دانشی داشتند که بر اثر تجربه و مصاحبت با بزرگان دیگری به دست آمده بود. اینگونه بود که فن کیمیاگری می‌دانستند و مس را طلا می‌کردند. همین گونه است که می‌گویند برای شاعر و یا نویسنده خوب شدن باید اول بسیار زیاد نثر و نظم خواند. کارآفرینان در عصر نوین هم از این قاعده مستثنی نیستند. آنها نیز کارهای بسیاری را می‌بینند و با تأمل در آنها دایره‌های دانش‌شان را بیشتر و بیشتر کرده تا به این ترتیب امکان خلق ایده‌های بیشتر و بهتر را بالا ببرند. دَن نوریس کارآفرین سریالی مشهور استرالیایی هم به خوبی در کتاب خلق یا نفرت بیان می‌کند که هیچ اثری از اصل و ریشه نو نیست و همگی اقتباسی از کارهای قبلی دیگران هستند، که تحول در آنها ایجاد شده و رویکرد جدیدی به آنها داده شده است.

حال که کلام به اینجا رسید، خوب است به این نکته بپردازیم که نسل جوان ما کجاست و دنبال چیست. در برابر درصد کمی از جوانان تحصیل کرده که در حرفه و تحصیلات و علاقه خود کیمیاگر شده‌اند، مابقی گم کرده راهند و به دنبال یافتن راه کیمیاگری به سبک پدران و بزرگان خود. آنها پنداشته‌اند در علوم عالیه و فنون جدید راهی برای کیمیاگری نیست و باید با پرداختن به مشاغل سنتی راه پدرانشان را دنبال کرده و زمینی را کشف کنند، متاعی را با خرید و فروش به اعلا برسانند و غیره. اگرچه به زعم بنده ایرادی در این نیست و هر کسی را بهر کاری ساخته‌اند و شخصاً معتقدم نیازی نیست حتماً با آنچه تحصیل کرده‌ایم کار و پیشه خود را تعریف و تعیین کنیم. اما اگر به اشتباه به این نتیجه رسیده‌ایم که کیمیاگری مدرنی وجود ندارد، باید آگاه باشیم که کیمیاگری مدرن همان راه استارتاپ و یافتن و تبدیل کردن ایده‌ای ناب به کسب و کاری سود ده و سود رسان به مردم و جامعه است.

باید دانست همانطور که هر کسی در پدران ما به جادوی کیمیاگری نمی‌توانست دست یابد و فقط آنانی که شاگردی می‌کردند و تلاش به وصال آن نائل می‌آمدند، کیمیاگری نوین نیز چنین است. باید دید، شاگردی کرد، آموخت، مطالعه کرد و تلاش کرد و تلاش کرد و تلاش کرد تا کیمیاگری به غایت خواستنی شد. کیمیاگری که می‌تواند فیزیکدان، شیمی‌دان، رساضی‌دان، پزشک، مهندس، ادیب، ورزشکار و از هر رسته و شاخه دیگری باشد. کسی که ایده‌ای را می‌کاود و می‌یابد و چشم دنیا را به روی آن روشن می‌کند.

 

همچنین ببینید

استیو جابز و استیو وازنیاک

مشکل اینه در ایران همه می‌خوان استیو جابز باشن

مشکل اینه همه در ایران می‌خوان استیو جابز باشن. هیچکس حاضر نیست استیو وازنیاک باشه. …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *